1

 

1

تعريف ادغام و دلایل آن 


تعريف ادغام

 معنی:  درهم فروبردن.
 از لحاظ اصطلاحی: حرفي را در حرف ديگر فرو بردن و به تشديد خواندن حرف دوم، یا بیان حرف ساكن و سپس متحرك بدون فاصله و از یک مخرج.


دلایل ادغام

 ادغام می تواند به یکی از سه دلیل زیر واقع گردد:
 -       تماثل: چنانچه دو حرف از هر لحاظ، اسم . نوشتار و صفت، یکی باشند، مانند حرف فاء با حرف فاء دیگر در این آیه: ﴿فَلاَ يُسْرِف فِّــي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً﴾ (اسراء 33) (مثال اول) یا حرف باء با حرف باء دیگر در: ﴿وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّــعَـصَاكَ الْحَجَرَ﴾ (بقره 60) (مثال دوم).
 -       تقارب: زمانیکه دو حرف دارای مخرج و صفات نزدیک به هم باشند. مانند حرف نون با حرف لام در: ﴿أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـكِن لاَّ يَشْعُرُونَ﴾ (بقره 12) (مثال سوم) یا آنکه تنها از لحاظ خرج شبیه هم باشند. مانند حرف قاف با حرف كاف در: ﴿أَلَمْ نَخْـلُـقكُّـم مِّن مَّاء مَّهِينٍ﴾ (مرسلات 20) (مثال چهارم) یا آنکه تنها در صفات مانند هم باشند. مانند حرف لام با حرف راء، به عنوان نمودنه به این آیه توجه فرمایید: ﴿وَقُـل رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً﴾ (طه 114) (مثال پنجم).
 -       تجانس:  هنگامیکه دو حرف در مخرج یکی و در صفات متفاوت باشند. مانند حرف تاء با حرف دال در: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبـَت دَّعْوَتُكُمَا﴾ (يونس 89) (مثال ششم).
توجه: چهارمین صفت که در ارتباط حروف با هم مطرح است، تباعد یعنی اختلاف در مخرج و صفات است. تباعد (دوری)، عكس تماثل، تقارب و تجانس بوده مانع ادغام حرف شده و پدیدآورنده ی اظهار است. مانند لام با حرف هاء در: ﴿قـُلْ هُـوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ (اخلاص 1) (مثال هفتم).

 

انواع ادغام 

    


ادغام بزرگ و ادغام کوچک

 ادغام دو نوع است:
ادغام بزرگ: به هم رسیدن یک حرف متحرك به حرف متحرك دیگر به طوریکه هردو به یک حرف مشدد تبدیل گردند.
در روايت حفص از عاصم از این نوع كلمات تعداد معدودی در مثال ها ذکر شده اند، مانند:
-       كلمه ی تَأْمَـنَّـا در آیه ی شریفه ی: ﴿قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَـنَّـا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ﴾ (يوسف 11) (مثال اول) که اصل آن "تأمنُـنَا" بوده است. ولی حرف نون مرفوع در حرف نون بعد از حود ادغام شده و به تَأْمَنَّا تبدیل شده است. بیان این ادغام به همراه اشمام (بویش) یا اختلاس (ربایش) که همان افزودن اندکی مصوت با به هم آوردن لب ها، انگار که می خواهد ضمه را تلفظ کند، است، جز آنکه حرکت (مصوت) حذف شده همان نون اولى است.
ادغام کوچک: به هم رسیدن یک حرف ساكن به حرف متحرك است، به نحوی که هردو به یک حرف واحد مشدد از جنس حرف دوم تبدیل گردند. مانند ادغام حرف تاء در تاء در آیه ی: ﴿فَمَا رَبِحَت تِّـجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ﴾ (بقره 16) (مثال چهارم).
این نوع ادغام چیزی است که سعی می کنیم در بخش های بعدی مورد بحث قرار دهیم، به همراه هرسه نوع آن: متماثل، متقارب و متجانس.


ادغام كامل و ادغام  ناقـص

ادغام كامل: همان ادغام حرف در حرف بعد از خود از لحاظ ذاتی و صفاتش است، چنان که حرف ادغام شده به طور کامل در دومی محو شده و اثری از آن در گفتار دیده نمی شود.
مثال آن: ﴿قَالَ قَدْ أُجِيبـَت دَّعْوَتُكُمَا﴾ (يونس 89) (مثال پنجم) به طوریکه حرف تاء در لفظ از لحاظ ذات و صفت از میان رفته است.
ادغام ناقص: ادغام حرف در حرف بعدی تنها از لحاظ ذات و نه صفات است. به نحوی که حرف ادغام گشته از میان می رود ولی بخشی از صفات آن باقی می ماند. این اتفاق در چهار حالت زیر واقع می گردد:
-       حرف نون نزد واو، مانند: ﴿وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاقٍ ﴾ (رعد 34) (مثال هفتم)  طوریکه حرف نون در حرف واو ادغام شده و غنه ی آن برجای مانده و "مِــ ن ــوَاق" خوانده می شود.
-       نون در همسایگی حرف ياء، مانند ﴿مَن يَـقُولُ﴾ (بقره 8) (مثال هشتم) که "مـ ن ــيـَقُول" خوانده می شود.
-       حرف طاء نزد تاء، مثل ﴿ لَئِن بَسَطتَ﴾ (مائدة 28) (مثال نهم) جایی که حرف طاء در تاء ادغام می شود و صفت اطباق (انسداد) و استعلاء آن برجای می ماند. طبیعی است که در این جا حرف طاء نمانده و دیگر قلقله صورت نمی گیرد.
-       حرف قاف نزد كاف، مثل ﴿أَلَمْ نَخْـلُـقكُّـم مِّن مَّاء مَّهِينٍ﴾ (مرسلات 20) (مثال دهم) این جا نیز دقت شود که حرف قاف قلقله نمی گیرد.

ادغام دو حرف متماثل (مشابه)


در این بخش و دو بخش بعد از آن در رابطه با ادغام کوچک با سه نوع آن بحث خواهیم نمود: ادغام دو حرف متماثل (مشابه)، متقارب (نزدیک به هم) و متجانس (همگن). ادغام حروف متماثل چنانچه مشاهده شد، رسیدن یک حرف حرف ساكن به یک حرف متحرك (دارای مصوت) به نحوی است که هردو یک حرف مشدد از نوع حرف دوم گردند.
 اما در رابطه با ادغام حروف متماثل، به نظر حفص، هر دو حرف متماثل (مشابه) کنار هم، که حرف اول ساكن باشد، ادغام می شوند:
-       تاء کنار تاء: ﴿فَمَا رَبِحَت تِّـجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ﴾ (بقره 16) (مثال اول) خوانده می شود: فما رَبِحَتِّجَارَتُهُم.
-       دال کنار دال: ﴿وَقَـد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ﴾ (مائده 61) (مثال دوم) خوانده می شود:  وَقَدَّخَلُوا.
-       ذال کنار ذال: ﴿وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً﴾ (انبياء 87) (مثال سوم) خوانده می شود: إِذَّهَبَ
-       كاف کنار كاف: ﴿أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ﴾ (نساء 78) (مثال چهارم) خوانده می شود:  يُدْرِكُّم
-       لام کنار لام: ﴿قُـل لاَّ أَشْهَدُ﴾ (انعام 19) (مثال پنجم)
-       فاء کنار فاء: ﴿فَلاَ يُسْرِف فِّــي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً﴾ (اسراء 33) (مثال ششم)
-       باء کنار باء: ﴿اذْهَب بِّـكِتَابِي هَذَا﴾ (نمل 28) (مثال هفتم)
-       ميم کنار ميم: ﴿قَدْ جَاءتْكُـم مَّـوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ﴾ (يونس 57) (مثال هشتم)
-       نون کنار نون: ﴿لَـن نَّـصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ﴾ (بقره 61) (مثال نهم)
-       واو ساكن ماقبل مفتوح،کنار الواو: ﴿حَتَّى عَفَـواْ وَّقَالُواْ﴾ (اعراف 95) (مثال دهم)
 اما چنانچه حرف اول یکی از حروف مد باشد، ادغام صورت نمی گیرد، به عنوان مثال:
-       ﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ﴾ (رعد 29) (مثال یازدهم)
-       ﴿هُوَ الَّذِي يُـرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً﴾ (رعد 12) (مثال دوازدهم)
به نظر حفص در آیه ی: ﴿مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيـهْ * هَـلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيهْ﴾ (حاقه 28، 29) در هنگام وصل دو حالت وجود دارد: ایست به همراه اظهار یا ادغام.

ادغام دو حرف متقارب (نزدیک به هم)


حروف متقارب چنانچه قبلاً ذکر شد، دارای مخارج و صفات نزدیک به هم می باشند. حفص ادغام را در حالت های زیر واجب دانسته است:
1.   لام ساكن در راء: مثال:
-       ﴿وَقُـل رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً﴾ (طه 114) (مثال اول)
-       ﴿بَـل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ﴾ (نساء 158) (مثال دوم)
در این باره استثنایی جز این آیه وجود ندارد: ﴿ كَلَّا بَـلْس رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾ (مطففين 14) (مثال سوم) به دلیل ایست واجب بر لام درحالیکه این ایست از ادغام جلوگیری می کند.

 2.   نون ساكن و تنوين در واو، لياء، لراء، ميم و لام که همان حروف (ويرمل):
-       تنوين با واو: ﴿وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِـيّاً وَلاَ نَصِيراً﴾ (نساء 123) (مثال چهارم)
-       نون ساكن با ياء: ﴿فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِـن يَـوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ﴾ (ذاريات 60) (مثال پنجم)
-       نون ساكن با راء: ﴿أُوْلَـئِكَ عَلَى هُدًى مِّـن رَّبِّهِمْ ﴾ (بقره 5) (مثال ششم) تقرأ مِـرَّبّـهم.
-       نون ساكن با ميم: ﴿وَيُسْقَى مِـن مَّـاء صَدِيدٍ﴾ (ابراهيم 16) (مثال هفتم)
-       نون ساكن با لام: ﴿وَيُؤْتِ مِـن لَّـدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً﴾ (نساء 40) (مثال هشتم)
تنهای استثنای موجود در این باره این آیه می باشد: ﴿وَقِيلَ مَنْس رَاقٍ﴾ (قيامه 27) (مثال نهم) به خاطر ایست واجب بر حرف نون موجود در "من".
توجه: قراء در هجاء ﴿طسم﴾ (شعراء و قصص) (مثال دهم) (طا سيـن ميم) بين اظهار نون موجود در "سين" و ادغام آن در ميم اختلاف دارند. آنچه به روایت حفص و همه ی شیوه های شاطبيه مورد اتفاق می باشد، همان ادغام است.

3.   قاف ساكن در كاف: ﴿أَلَمْ نَخْـلُـقكُّـم مِّن مَّاء مَّهِينٍ﴾ (مرسلات 20) (مثال یازدهم)

4.   لام تعريف در حروف شمسي: ط ث ص ر ت ض ذ ن د س ظ ز ش ل
مثال های این نوع ادغام: الطور، الثمرات، الصراط، الرحمن، التناد، الضالين، الذئب، الناس، الدين، السماء، الظالمين، الزّكاة، الشجرة، اللمم.
﴿اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ﴾ (فاتحه 6) (مثال دوازدهم)
﴿فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً﴾ (صافات 2) (مثال سیزدهم)

ادغام دو حرف متجانس

حروف متجانس همانطور که پیشتر بیان شد، حروفی هستند که دارای مخارج یکسان و صفات متفاوت می باشند. ادغام دو حرف متجانس در موارد زیر امکان پذیر است:
-       حروف کامی: تاء در طاء، طاء در تاء، تاء در دال و دال در تاء.
-       حروف لثوي: ثاء در ذال و ذال در ظاء.
-        حروف لبی: باء در ميم.
حفص ادغام را در تمام مواردی که دو حرف متجانس در قرآن كريم به هم می رسند را واجب دانسته، به جز دو موقعیت که در آن ها هم ادغام و هم اظهار جایز شمرده شده است. با آنکه ادغام مورد نظر ما چیزی است که از طریق شاطبيه روایت شده است.

ادغام واجب در د وحرف متجانس از دیدگاه حفص

 1.   تاء تأنيث ساكن در طاء: مثال آن:
-       ﴿وَدَّت طَّـآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ ﴾ (آل عمران 69) (مثال اول)، که چنین قرائت می شود: "ودطّائفة" و این چنانکه دیدیم از نوع ادغام كامل می باشد.
-       ﴿إِذْ هَمَّت طَّـآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ﴾ (آل عمران 122) (مثال دوم)
2.  طاء ساكن در تاء، مانند:
-       ﴿لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي﴾ (مائده 28) (مثال سوم)، که اینگونه خوانده می شود: "بسـ ط ـت" که جزو ادغام ناقص می باشد، چراکه طاء کنار رفته و صفت استعلاء و اطباق آن برجای مانده است.
-       ﴿وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِي يُوسُف﴾ (يوسف 80) (مثال رابع)
-       ﴿فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ﴾ (نمل 22) (مثال خامس)
3.   تاء تأنيث ساكن در دال، مانند:
-       ﴿فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا﴾ (اعراف 189) (مثال ششم) که "فلما أَثقَلَدَّعَوا" خوانده می شود؛ ادغام كامل.
-       ﴿ قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا﴾ (يونس 89) (مثال هفتم)
4.   دال ساكن در تاء، مانند:
-       ﴿قَد تَّـبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ﴾ (بقره 256) (مثال هشتم) "قـتّـبيّن " خوانده می شود.
-       ﴿وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّـدتُّـمُ الأَيْمَانَ﴾ (مائده 89) (مثال نهم)
5.   ذال ساكن در ظاء، که در دو مکان اتفاق افتاده است:
-       ﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ﴾ (زخرف 39) (مثال دهم) "إظّلمتم" خوانده می شود.
-       ﴿ وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ﴾ (نساء 64) (مثال یازدهم)

ادغام جائز دو حرف متجانس از نظر حفص

 6.   ثاء در ذال، در آیه ی: ﴿يَلْهَث ذَّلِكَ ﴾ (اعراف 176) (مثال دوازدهم).
7.      الباء في الميم در آیه ی: ﴿يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا﴾ (هود 42) (مثال سیزدهم).
برای دو مورد بالا، نزد حفص، ادغام و اظهار هردو جایز می باشند. اما ادغام چیزی است که از طريق شاطبيه روایت شده و مطابق آن عمل می نماییم.

 
 
 
 
مخارج و صفات حروف
ادغـــام
احکــام نون ساکـن
احکـــام میم ساکـن
تفخیم و ترقیق
مــد وقصــر
احکـــام وقف
کلام بزرگان
احادیث رسول الله ص